الیناالینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

الینا * نیکویی و نعمت برای ما *

16 ماهگی من...

1392/5/8 21:38
نویسنده : مریم
408 بازدید
اشتراک گذاری

بی مقدمه باید گفت که خیلی شیرین شده ام و البته بسیار شیطون و کنجکاو...دیگه باید اطرافیان 4 چشمی که چه عرض کنم، بلکه 40 چشمی مراقب کارهایم باشند! خوب عکسای زیر یه قسمت کوچکی از شیرین کاریهای بنده رو به نمایش گذاشته اند...با هم بریم ببینیم

من اینجوری از میز بالا میرم و خیلی مودب روی مبل میشینم

 

 

 

 

 

اینجوری هم میرم تلویزیون میبینم

 

امسال تابستون سوزانی داریم و ماه رمضان هم هست و تفریحمون شده کمی تاب سواری در منزل! خودم دوست دارم کمربندمو ببندم...در راستای همون مستقل بودنی که پیشتر عرض کرده بودم!!

 

 

گاهی هم که بزرگترها پا توی کفشم میکنن، اینجوری موجبات وحشتشون رو فراهم میکنم!!!!!!

 

 

ههههههههههه ترسیدین؟؟؟؟؟؟؟ الینا که ترس نداره!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مونا
9 مرداد 92 23:33
چه اتیشی میسوزونی خاله . ماشالله از اون دختر قد بلند خوشتیپا میشی ها جیگر من


مرسی خاله منا جونم
شقایق(مامان آرنیکا)
10 مرداد 92 10:41
عزیزم 16 ماهگیت مبارک ... ماشاا... خیلی بزرگ شدی عزیزم ... مامانش اسپند یادت نره برای دختر گل ... از طرف من ببوسش
مامان پینار
12 مرداد 92 13:57
به به الینا خانوم ماشالله چه قد کشیدی خاله.



ماشالله به دوست خوشگل عزیزم پینار جون....لطف داری خاله جون
مامی آوید
12 مرداد 92 16:04
ماشالاااا خاله به اینهمه شیطونیییییییییییییی...
اشکاتو قربون برم من.........از ته دل داری گریه میکنییییی ...الهیییییییییی

خدا نکنه خاله جون...خیلی شما و آوید جونم رو دوست دارم

خاله لاله
12 مرداد 92 22:57
سلام به روی ماه الینا
ماشالا بزرگتر و خوشگلتر و خانمتر شدیا
نبینم غم و اشک و تو چشمات عزیزم
همیشه بخندی
همیشه شاد باشی


مرسي خاله لاله...دوستت دارم
راحله
15 مرداد 92 13:20
وای وای وای قربونش بشمممم وااااااای اشکشووووو
چه بامزه خوابش برده عزیز دلم


مرسي خاله راحله جونم
شبنم
16 مرداد 92 2:54
عزيزممممممممم
دوست دارم شيطون و بامزه خاله.... اخه تو چقدر شيريني عسل من.
اقا باراد ميگه بيزحمت به دوستم سلام برسونيد و بغلش كنيد ممنون خاله مريم


مرسی خاله شبنم...به دوست خوشگلم سلام گرم منو برسونید لطفا...دلم برای شما و باراد خیلی تنگ شده
الهام مامان آوینا
19 مرداد 92 1:18
واقعا هم می گن بچه که می خواد پل بره چهار تا مادر می خواد راست گفتن.. اوینا هم دقیقا همینطوره همش باید مواظبش باشیم... افرین به الینا و هزار ماشاالله بهش دندون اسیاب هاش دراومده....
najme
22 مرداد 92 5:40
salam maryam jon
ey val be in weblog mane tanbal modati bod nayomade bodam in vorojak khanomo bebinam , che atishi misozone fesghelei khoshgel
delemon tangetone hesabiiiiiiiiiii



خاله نجمه تو رفتي و ما رو تنها گذاشتي...دلمون برات يه ذره شده به خدا...آوينو ببوس
مروارید
24 مرداد 92 12:09
ای جوونم... خوشمل و خوشتیپ خانوووم


مرسی خاله مری
شقایق مامان دانیال
29 مرداد 92 14:11
این آتیش پاره مارو باش تروخدا . وقتی الینارو میبینم فکر روزهای رو میکنم که با دنی قراره داشته باشم . میشم ننه دلشوره . جوجوی خاله هر کاری میمنی بکن ولی مواظب خودتم باش جیگرطلا


خاله جون این روزها هم خیلی شیرینن...اصلا نگران نباش...دنی جونم رو حسااااابی ببوسش
گل ابدی
9 شهریور 92 13:56
خدا بهتون قدرت بده برای نگهداری این دختر ناز و خوشگل و مامانی


مرسی خاله جون...با کمال میل ادتون میکنم